
شاید سال ها بعد ...
ما اولین پیرمرد ها و پیرزن های آلزایمر, گرفته ای باشیم
که در یک نیمه شب معمولی
در گوشه آسایشگاهی در دوردست ترین نقطه ی شهر
خیره به پنجره ای رو به حیاط تکراری آسایشگاه
همراه با یک لیوان چای در دست
تنها با شنیدن یک آهنگ
ناخوداگاه بیقرار شویم ...!
برچسب:
نویسنده: روژان نجفی